۲۶ آبان ۱۳۹۶

Header ad
Header ad

بندر باستانی مهرویان

بندر باستانی مهرویان

بندر قدیمی مهروبان در ۲۴ کیلومتری شمال بندر دیلم قرار داشت. آثار خرابه های این بندر هم اکنون درمحلی به نام تل امام زاده مشهود است. حدود ۲۰ کیلومتری بندر دیلم در حوالی خور امام حسین که امروزه یکی از مراکز تاسیسات نفتی جنوب است آثار خرابنه های بندر سی نیز باقی مانده است.
مهروبان، مهرویان، ماهی رویان و یا ماهی روان که بعضی از جغرافی نویسان و مورخان در محل و موضع آن دچار تردید و اشتباه شده اند، در حقیقت در چهار فرسخی یا ۲۴ کیلومتری شمال بندر دیلم امروز قرار داشته است. این بندر بندری پر رونق و معروف بود. پس از ویرانی بندر مهروبان، که گویا در عصر مغول یا کمی قبل از آن روی داده است، بر رونق بندر دیلم افزوده شده است. اگر چه نام بندر دیلم را در نوشته های ۱۵۰ سال اخیر می بینیم اما از چند قرن قبل از این نیز دارای رونق بوده است. این بندر در ۱۲ فرسخی جنوب شهرستان بهبهان در استان خوزستان، و در ۳۶ فرسخی شمال غربی بندر بوشهر در ساحل دریا قرار گرفته است. آثار بازمانده بندر استخر و بندر ابوالهوا در فاصله هجده کیلومتری بین بندر دیلم و بهبهان دیده می شود. امروزه بندر دیلم مرواریدی کوچک بر تارک خلیج بزرگ فارس است.
بندر مهرویان چه در زمان هخامنشیان و چه در زمان پارتها و اشکانیان همواره از پر رونق ترین بنادر جهان بوده‌است. اوج ترقی آن از زمان ساسانیان شروع شده بود چنانچه در تاریخ می‌خوانیم: ساسانیان به امر دریانوردی و کشتیرانی و بندر سازی در خلیج فارس توجه مخصوص داشته و شاهپور دوم نیروی دریایی عظیمی را در خلیج فارس بر قرار کرد رونق واعتبار بنادر بزرگ و با شکوه وجلالی همچون مهروبان (ماهرویان) در کناره شمالی خلیج فارس و همچنین شاهراه مواصلاتی اصفهان به مهروبان، دلالت بر توجه بیش ازحد ساسانیان به این خطه از جنوب کشور دارد.
دهخدا در لغت نامه خود مهرویان را اینگونه توصیف کرده‌است:”شهری است بر کنار دریا چنانکه موج دریا بر کنار شهر می‌زند و هوای آن گرم و عفن و ناخوشی بتر از آن ریشهر است، اما مشرعه ٔ دریا است، هرکه از پارس به راه خوزستان به دریا رود و آن که از بصره و خوزستان به دریا رود همگان را راه آنجا باشد و کشتیهایی که از دریا برآید بر این اعمال رود به مهروبان بیرون آید. و دخل آن بیشتر از کشتیها باشد وجز خرما هیچ میوه نباشد و گوسفندان آنجا بیشتر بز باشد و بزغاله پرورند و همچنان که به بصره و می‌گویند بزغاله تا هشتاد رطل و صد رطل برسد بیشتر نیز، و برز و کتان بسیار باشد چنانکه به همه جای ببرند و جامع ومنبر است و آن جایگاه مردم زبون باشند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ۱۵۰). در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی آمده‌است: به فاصله ٔ کمی از رودخانه ٔ شیرین یعنی رودخانه ٔ زهره که به تازگی به رودخانه ٔ طاب موسوم است بندر مهروبان در مرز غربی فارس واقع است. این لنگرگاه اولین بندری بوده که کشتیها وقتی از بصره و مصب دجله به عزم هند بیرون می‌آمدند به آن می‌رسیدند و این بندر در قرن چهارم هجری شهری معمور بود و مسجدی خوب و بازارهایی آباد داشت.”

بندر باستانی مهرویان

در مورد وجه تسمیه شهر بزرگ و باستانی مهروبان در دوره معاصر تحقیق­ها و بحث­هایی صورت گرفته است.
اولین جهانگردی که از این شهر باستانی سخن به میان آورده ناصر خسرو قبادیانی بوده که در ماه شوال و با کِشتی بصنی از بندر عبادان (آبادان) و بصره به این شهر آمده و گفته: « و چون از خشاب بگذشتیم (دیدبان یا برج شهر عبادان (آبادان) در داخل دریا) چنانچه تا به دید ناپدید شد دیگری بر شکل آن به دید آمد امّا بر سر این خانه گنبدی نبود همانا تمام نتوانستند کردن و از آنجا به مهروبان رسیدیم. شهری بزرگ است بر لب دریا نهاده بر جانب شرقی و بازاری بزرگ دارد و جامعی نیکو امّا آب ایشان از باران بود و غیر از آب باران و چاه و کاریز نبود که آب شیرین دهد. ایشان را حوض­ها و آبگیرها باشد که هرگز تنگی آب نبود و در آنجا سه کاروانسرای بزرگ ساخته اند هریک از آن چون حصاری است محکم و عالی و در مسجد آدینه آنجا  آن جا بر منبر نام یعقوب لیث دیدم نوشته . پرسیدم از یکی که حال چگونه بوده است گفت که یعقوب لیث تا این شهر گرفته بود ولیکن دیگر هیچ امیر خراسان را آن قوت نبوده است. و در این تاریخ که من آن جا رسیدم این شهر به دست پسران اباکالنجار بود که ملک پارس بود . و خواربار یعنی ماکول این شهر از شهر ها و ولایت ها برند که آن جا بجز ماهی چیزی نباشد ، و این شهر باجگاهی است و کشتی بندان ، و چون از آن جا به جانب جنوب بر کنار دریا بروند ناحیت توه و کازرون باشد و من در این شهر مهروبان بماندم به سبب آن که گفتند راه ها ناایمن است از آن که پسران اباکالنجار را با هم جنگ و خصومت بود و هر یک سری می کشیدند و ملک مشوش کشته بود »

و در فارسنامه ناصری آمده است « شهر ماه رویان در روزگارهای پیش شهری بود در کنار دریای فارس به مسافت ۱۲ فرسنگ در جانب جنوبی بهبهان و ۲۸ فرسنگ در جانب میانه و جنوب فلاحی سال­هاست ویرانه گشته و جز پستی و بلندی در آن باقی نمانده است. آنچه از این شهر دریا فراگرفته در وقت جزر دریا یعنی بازگشت آب از ساحل شالده­های مسجد و بازارها که از سنگ و ساروج ساخته اند نمایان گشته شناخته شود و شهری را از رودخانه زیدون کوه گیلویه جدا کرده اند و چون به کوه و ماهور رسیده اند قنات فراخی که گنجایش ۱۰ فرسنگ آسیاب گردان آب داشته کنده آب را گذرانیده وارد صحرا و داخل این شهر نموده­اند و اکنون شهرش منطمس (ناپدید) و قناتش انباشته است»
بر اساس نظر بعضی محققان از این گفته ها، نام باستانی و اصلی این شهر مهرگان به معنای سرزمین نور و آفتاب می­باشد. زیرا مهر یک کلمه فارسی به معنی آفتاب می باشد ولی در هنگام ورود اسلام به این شهر و اسلامی شدن فرهنگ ایرانیان کلمه مهرگان به مهربان و یا مهروبان تغییر یافته وسعت این شهر بزرگ و بندری در کنار دریا یعنی از روستای کنونی امام زاده عبدالله نزدیک دیلم به طرف ماهشهر یعنی بندر ماچول بوده و از روستای شاه عبدالله در کنار دریا تا ماهشهر بوده است ولی شهری به هم پیوسته نبوده و روستاها و بخش­های آن از یکدیگر فاصله داشته اند.
ناصر خسرو در سفرنامه خود گفته این شهر باجگاهی دارد که باجگاه همان بندر باسیان یا باجیان بوده در کتاب حدودالعالم آمده که «باسیان، دورق و خان مردونه شهرک هایی آبادند که در کنار رود واقع هستند» که بندر باسیان یا باجیان شهر مهروبان در آغاز باژیان بوده و بعد از ورود اسلام به این شهر به علت وجود نداشتن حرف ” ژ ” در عربی این بندر به باجیان تغییر یافته و در آخر باسیان شده است و بنظر بندر باجیان همان روستای کنونی بدرانی بوده است زیرا این منطقه در راه مهروبان یا مهرگان و به ماهشهر قرار دارد و یک محوطه باستانی می­باشد که دارای آثار یک اسکله و یا سد بزرگی در کنار بستر رودخانه بنام گدارسنگی بوده و از سنگ دریا ساخته شده و در آنجا امام­زاده میرحسن یا بدرالدین بدست حاکم هندیجان به قتل رسیده و بزرگان هندیجان می گویند که در چند دهه پیش در آنجا در کنار بستر رودخانه پله­ هایی ساخته شده از سنگ دریا وجود داشت که شاید آنجا بندر باسیان باشد.

و همچنین ناصر خسرو قبادیانی در مورد شهر مهروبان گفته است که ماکول آنجا به دیگر ولایت­ها برند که ماکول همان ماچول بوده و ماچول هم همان ماچوله و یا ماهشهر بوده است زیرا به علت نبود حرف ” چ ” در عربی ماچول تبدیل به ماکول شده که خود ناصر خسرو گفته است:

ما خود همه غولانیم ایران همه­ بی غوله
از بندر عبادان تا بندر ماچوله

و بعضی از تاریخ نویسان همچون حمزه اصفهانی و دیگران نوشته اند : ریشهر نام پیشین بندر ماهشهر بوده است که گشتک دبیران یا گشته دبیران(گشتی) که کتاب­های پزشکی و نجوم و فلسفه را با خط گشته می نوشته اند از این بندر برخاسته اند و سید محمد علی امام شوشتری مولف تاریخ و جغرافیای خوزستان بر این باور بوده که به احتمال زیاد بندر ماچول به صورت ماشول در آمده و ماچول در گذشته به معنی آب بیابانی بوده سرانجام معشور شده است که از دیدگاه فرشید گشتی این نظریه اشتباه بوده زیرا ماشول همان ماچول بوده که چون در عربی ما حرف” چ ” نداشته ایم پس ماچول تبدیل به ماشول شده اما در مورد معنی ماچول یا ماچوله از همان کلمه ماچله گرفته شده که امروزه در میان دریانوردان این کلمه رایج است و به معنای آذوقه شناورها در هنگام سفر و دریا رفتن می­باشد که  ماچوله در طی گذشت ۱۴۰۰ سال قمری به ماچله تغییر یافته و سرانجام ماشول و معشور  شده ولی ماشول همان عربی شده ماچول می­باشد و ماچول یا ماچوله به جایی گفته می­شود که کشتی ها باری را می­برند پس ماچوله یا ماهشهر به مکانی گفته می شود که در آنجا کشتی ها بار جابجا می کنند.
پس بنابراین شهر بزرگ مهرگان که از روستای شاه عبدالله تا ماهشهر بوده به معنای سرزمین نور و آفتاب می باشد زیرا در تاریخ بلعمی صفحه ۱۱۲ آمده است :«مهرگان: جشن مهرگان مهم ترین عید ایرانیان جنوب غربی بود که روز شانزدهم ماه مهر آغاز می­شد این روز ظاهراً عید میترا = مهر (خدای نور و آفتاب) بوده است. روز شانزدهم هر ماه که به مهر روز موسوم است مخصوص و به نام فرشته­ی فروغ، یعنی مهر است. در روز مهر از ماه مهر، ایرانیان جشن بزرگی بر پا می داشتند به نوشته بُنَد هِشمن، مکشیا و مکشیانه (آدم و حوای آریاییان) در چنین روزی تولّد یافته اند این جشن بزرگ ۶ روز طول می کشید از روز شانزدهم مهر تا روز ۲۱ که رام روز است.

طبری جشن مهرگان را به مناسبت کشته شدن ضحّاک و نشستن فریدون به تخت پادشاهی دانسته است» ناگفته نماند که بندر ماچول یا ماشول هر دو یکی بوده و به معنای ماچله می باشد (بار) و بندر معشور تحریف شده­ ی این دو می باشد و به معنای زمین شوره زار است.
از دیدگاهی دیگر ممکن است نام این شهر شهر ماهی روبان هم باشد چون در زبان فارسی ماهی به جوی یا قناتی دست ساز در یک محل مسکونی گفته می­شود و ماهی روبان به معنای محل وجود ماهی (جوی) تا روبان (باجیان) باشد و یا به معنای شهری که در آنجا ماهی (جوی) می سازند یا یک ماهی یا جویی از جایی دیگر وارد آن شده مثلاً از رودخانه زهره

منبع نوشته: ویکی پدیا

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *